پیوندهای روزانه
دانلود رمان رسوب

دانلود رمان رسوب

نام رمان : رسوب!

نویسنده : SunDaughter☼ کاربر انجمن نودهشتیا

حجم کتاب : ۶٫۳ (پی دی اف) – ۰٫۵ (پرنیان) – ۱٫۱ (کتابچه) – ۰٫۵ (ePub) – اندروید ۱٫۰ (APK)

ساخته شده با نرم افزار : پی دی اف ، پرنیان ، کتابچه ، اندروید ، ePUB ، APK

تعداد صفحات : ۶۱۴
خلاصه داستان :
دختری از جنس دختران ۲۱ ساله، در آروزهای ۲۱ سالگی! در عمق جوانی ، پر از رویاهای تهی !
دختری همرنگ من … تو … و دیگران!
در فراز زندگی و فرود روزمرگی، در چنگ خاموش عشق یا هوس؟
شاید در عمق حسرت ! اسیر در چاک دهان ها ، بی فرهنگی ها !
در لفافه ی کلمات ، سفسطه ها … فلسفه ها … علت ها… معلول ها … رسم ها!
در شکست پوچ خاطرات ! در مرز فرو دست سنت ها …طبقات … هوای نا ابد حرفها ، قول ها … در شمارش حضور و اولویت ها… اول بودن ها … دوم شدن ها …!
سراب نمیشود… تمام نمیشود … فقط رسوب میشود !

قالب کتاب : PDF (مخصوص کامپیوتر) – JAR (جاوا) و ePUB (کتاب اندروید و آیفون) – APK (اندروید)

پسورد : www.98ia.com

منبع : wWw.98iA.Com

با تشکر از SunDaughter☼ عزیز بابت نوشتن این رمان زیبا .

دانلود کتاب برای کامپیوتر (نسخه PDF)

دانلود کتاب برای کلیه ی گوشی های موبایل (نسخه PDF)

دانلود کتاب برای موبایل (نسخه پرنیان)

دانلود کتاب برای موبایل (نسخه کتابچه)

دانلود کتاب برای موبایل اندروید و آیفون (نسخه ePUB)

دانلود کتاب برای اندروید (نسخه APK)

قسمتی از متن رمان :
در گودال زمان رسوب کرده ام …
در توقف وقت های گران
در حاصل جمع منفی و مثبت
از تو کم شدم …
به تو جمع زدم …
و در اخرمن تنها رسوب کرده ام!
در عمق شبی پر از هیاهو …
در انتظار اعجاز یک حضور رسوب کرده ام…!
بعد از تو… همه چیز با من در من رسوبی شده است …
و خیالت جمع است…
من در رخوت شبانگاهی کسی در اوج بی کسی نخواهم نشست! …
تو بدان در تلاشم برای برانگیختن خموش اَمّاره*ام
اما در این حسرت از نو هم آغوش شدن با تو رسوب کرده ام!
در تاب خوردن هایی در خلوتی از جنس تو
احمقانه در تن پوشی از گرمای تن تو ،عریان در تو رسوب کرده ام…
در یک نیاز مُبرم در یک فضای چند وجبی در حصار تو ، پُر پناه تو
خلع سلاح در پی نگاه تو، بی صدا
من تنها بی تو در چه شبهای پُر وَهمی رسوب کرده ام!
در ابهامِ ناگهانیِ بی وجودی تو
در چه روزهایی در چفت خیال دستهای تو فرو رفته ام …
وچه بی گمان در کنج یک قفس
تنها و وامانده و درمانده رسوب کرده ام…!
در لباس عروسکی صامت
با چشمانی براق با “لبخندی دوخته شده بر لب”
باگونه هایی گلگون ، خالی از اشک…رسوب کرده ام!
در بطن حماقت ها
خاطره ی آشیان ها
از نیامدن ها
انتظارها
من در تو با خیال ها
من در خودم با رویاها رسوب کرده ام… !
آری … من رسوب کرده ام!!!
رسوب!


دانلود رمان | دانلود کتاب
آنلاین : 2
بازدید امروز : 144
بازدید دیروز : 60
بازدید هفته گذشته : 144
بازدید ماه گذشته : 764
بازدید سال گذشته : 52126
کل بازدید : 92760
تعداد کل مطالب : 0
تعداد کل نظرات : 0
ساخت وبلاگ رایگان تور روسیه بلیط هواپیما بلیط هواپیما تدریس خصوصی زبان انگلیسی هوشمند سازی ساختمان خانه هوشمند
بستن تبلیغات [X]