پیوندهای روزانه
حکایت چهار کس که زبان هم را نمی فهمیدند
چهار تن با هم همراه بودند یکی ترک و یکی تازی، یک فارس و یکی رومی. به شهری رسیدند. یکی از راه دلسوزی به آنان یک درهم پول داد که غریب بودند.فارسی زبان: «با این پول انگور بخریم.»
آنلاین : 2
بازدید امروز : 44
بازدید دیروز : 54
بازدید هفته گذشته : 98
بازدید ماه گذشته : 466
بازدید سال گذشته : 50608
کل بازدید : 91242
تعداد کل مطالب : 0
تعداد کل نظرات : 0
ساخت وبلاگ رایگان تور روسیه بلیط هواپیما بلیط هواپیما تدریس خصوصی زبان انگلیسی هوشمند سازی ساختمان خانه هوشمند
بستن تبلیغات [X]