پیوندهای روزانه
خاطرات شهید


او خيلي عاطفي بود و آزارش حتي به يك مورچه هم نمي‌رسيد.


مسير مدرسه را آرام طي مي‌كرد و برمي‌گشت‌.


اواخر دبيرستان با يك پسر رفتگر دوست شده بود و با يكديگر به مدرسه مي‌رفتند.


يك بار براي او و برادر كوچكش باراني زمستاني خريديم.


تا زماني كه با اين پسر رفتگر بود، باراني نو را به تن نمي‌كرد و


لباس‌هاي كهنه‌اش را مي‌پوشيد. همسايه‌ها ‌هميشه مي‌گفتند:


چرا بچه هاي آقاي شيرازي (پدر شهيد) لباس كهنه مي‌پوشند؟


آن زمان در گرگان زندگي مي‌كرديم و وضع مالي ‌نسبتا خوبي داشتيم،


ولي اين گونه رفتار مي‌كرد.


راوی : مادر شهید


شهید صیاد شیرازی

آنلاین : 2
بازدید امروز : 138
بازدید دیروز : 110
بازدید هفته گذشته : 248
بازدید ماه گذشته : 356
بازدید سال گذشته : 68840
کل بازدید : 109474
تعداد کل مطالب : 0
تعداد کل نظرات : 0
ساخت وبلاگ رایگان تور روسیه بلیط هواپیما بلیط هواپیما تدریس خصوصی زبان انگلیسی هوشمند سازی ساختمان خانه هوشمند
بستن تبلیغات [X]