پیوندهای روزانه

فروشگاه ساز

میزبان بلاگ
خاطرات شهید


با موتور گازى مى آمد كميته. سر و كله اش پيدا مى شد،


تيكه بود كه بارش مى كردند. ـ آقا بروجردى،


پاركينگ ماشين هاى ضد گلوله اون طرفه، برو اونجا پاركش كن.


حيفه اين رو سوار ميشين ها. ميدونى يك خط بيفته بهش چى ميشه؟


حاجى بده ببرم روش چادر بكشم آفتاب نخوره، حيفه.


موتور را داده بود دست اين آخرى. گفته بود


«بارك اللّه، فقط بپاها. ما همين يه وسيله رو داريم».


شهید محمد بروجردي

آنلاین : 1
بازدید امروز : 17
بازدید دیروز : 14
بازدید هفته گذشته : 76
بازدید ماه گذشته : 1094
بازدید سال گذشته : 1094
کل بازدید : 41728
تعداد کل مطالب : 0
تعداد کل نظرات : 0
دانلود اهنگ جدید بالابر بلیط هواپیما گریتینگ بانک کتاب بلیط هواپیما
بستن تبلیغات [X]